مسئولیت‌پذیری در فرزندان
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٥   کلمات کلیدی: مسئولیت پذیری ،کودک

مقدمه :

یکی از ارزشمندترین آموزش هایی که می تواند سبب پیشرفت انسان ها شود؛ آموزش مسئولیت پذیری است.

 مسئولیت پذیری یکی از نشانه رشد و اعتمادبه نفس است که به شخص کمک می کند تا تصمیم های مناسب‌تری را اتخاذ کند. کسانی که حس مسئولیت‌پذیری برخوردار هستند به موفقیت های روزافزون و پاداش‌های ناشی از آن دست خواهند یافت که این خود به افزایش اشتیاق در ارتباطات و یادگیری منجر خواهد شد.

مسئولیت پذیری نوعی نگرش اکتسابی است که از ابتدای زندگی (حدود سه سالگی به بعد) بتدریج ایجاد میشود، بنابراین والدین به عنوان نخستین متولی این امر، بهتر است در ایجاد و رشد چنین حسی در فرزندان خود کوشش کنند. به طور کلی می توان گفت مسئولیت پذیری فرزندان بستگی زیادی به تجارب آنان در خانواده دارد. والدین به عنوان سرمشق و الگویی قوی می‌توانند خود با رفتاری حاکی از مسئولیت پذیری و با اتخاذ تدابیر آموزشی مناسب زمینه ی پرورش این حس را در فرزندان بوجود بیاورند. ایجاد این حس وقتی میسر خواهد بود که شرایط روحی و روانی کودکان را دریافته و تلاش کنیم موقعیت های مناسبی را برای قبول مسئولیت آنان فراهم کرده و انتظارات خود را متناسب با سن شان به طور دقیق و روشن بیان کنیم.


ضرورت ایجاد حس مسئولیت پذیری

واضح است که داشتن فرزندانی مسئول، قبل از هر چیز در ایجاد فضای آرامش خانوادگی بسیار موثر خواهد بود. در حالیکه والدین می توانند در چنین فضای آرامی از داشتن تربیت فرزندان خود لذت ببرند، ولی داشتن حس مسئولیت پذیری بیش از هر چیز به نفع خود فرزندان، چه در دوران کودکی و نوجوانی و چه در دوران بزرگسالی شان، است.

مسئولیت پذیری در ایجاد احساسات و رفتارهای زیر موثر است:

- هدفمندبودن، داشتن برنامه ریزی وتصمیم گیری های مناسب در زندگی

- گسترش ارتباطات مناسب با دیگران

- تقویت احساس عزت نفس و ایجاد آرامش

- احترام به خود و دیگران

- نظم و انضباط فردی و اجتماعی

- بهره گیری مناسب از شکست ها برای رسیدن به موفقیت های بعدی

- احترام به قانون از روی میل و استدلال، نه فقط به خاطر ترس از تنبیه

روش های فرار از مسئولیت

* گاه تعمداً خود را بی عرضه و ناتوان نشان می دهند تا کسی دیگر مسئولیت را به عهده بگیرد.

* امور محوله را به کندی انجام می دهند و مکرراً سوال می کنند.

* بعضی اوقات در ظاهر کار را انجام می دهند ولی در واقع با سپری کردن زمان، یا کاری انجام نمی دهند یا ناقص به پایان می رسانند.

* برخی از کودکان یا نوجوانان به دنبال مواردی برای ایراد گرفتن از والدین می‌گردند تا با این کار از مسئولیت خود شانه خالی کنند.

* خود را به بیماری زدن نیز روشی است که گاه فرزندان از آن برای فرار از مسئولیت سود می جویند.

* گاهی خود را به فراموشی می زنند.

* در مواردی هم ممکن است والدین را متهم کنند که انتظارات خود را کامل و شفاف بیان نکرده اند. مثلاً:«به من نگفته بودی لباس ها را کجا بگذارم.»

 علل عدم مسئولیت پذیری فرزندان

* پایین بودن اعتماد به نفس

* تنبلی

* انتظارهای بیش از حد والدین از فرزندان

* شکست های متوالی و توام با سرزنش اطرافیان

* عدم وجود الگو و مشوق موثر

برخی اشتباهات که والدین مرتکب می شوند:

- توانایی های فرزندان خود را غلط ارزیابی می کنند (گاه کمتر و گاه بیشتر).

- وقتی فرزندان وظایف خود را انجام نمی دهند یا فراموش می کنند، والدین آن کارها را انجام می دهند.

- وقتی فرزندانشان نمی تواند به خوبی از عهده کاری برآید، صفاتی مثل بی عرضه، بی مسئولیت، دست و پا چلفتی و غیره را به آنان نسبت می دهند.

- به منظور حفظ روابط دوستانه یا گاهی به بهانه ی درس، بیشتر مسئولیت های فرزندان را به عهده می گیرند.

توصیههایی درباره مسئولیت پذیری

* کودکان و نوجوانان را در تصمیم گیری های خانوادگی مشارکت دهیم. برای اینکار مناسب است گاه جلسات خانوادگی ترتیب داده و برخی مشکلات و مسئولیت ها را مطرح کنیم تا با نظر همه ی اعضاء خانواده برای حل آنها روش های مناسب انتخاب شود و هر کس عهده دار قسمتی از کار شود.

* از همان دوران کودکی با تشویق فرزندان به پذیرش احساساتشان، به آنان بیاموزیم که مسئولیت احساسات خود را به عهده بگیرند. به عنوان مثال: به جای اینکه بگوید« او باعث عصبانیت من شد»، بگوید:« من عصبانی شدم».

*در دوران خردسالی(قبل از 5 سالگی) اگر گاهی بچه ها خودشان مایلند در برخی کارهای بزرگترها شرکت کرده و کمک رسان باشند،با اتخاذ برخی مقدمات این اجازه را بدهیم و تشویقشان کنیم که مثلاً در جمع کردن وسایل کوچک سفره به مادر و دیگران کمک کنند.

* البته بهتر است در استفاده از تشویق و تنبیه زیاده روی نکنیم، چرا که ممکن از آن به بعد بچه ها فقط برای کسب منفعت یا فرار از مجازات، کاری را انجام دهند. اگر اجازه دهیم گاهی فرزندان با عواقب و پی آمد رفتارهای خود مواجه می شوند، دیگر نیازی نیست تا برای تمام کارهایی که دوست داریم انجام دهند، پاداش دهیم. وقتی پی آمد رفتار به نفع خودشان و دیگران باشد، جنبه ی پاداش و اگر پی آمد منفی باشد، جنبه تنبیه را خواهد داشت.

* گاه میتوان از روش های خودتنظیم کننده، بخصوص برای کودکان و نوجوانان فراموش کار و یا بهانه گیر استفاده کرد. به این صورت که با درج روزهای هفته بر روی یک برگه کاغذ، از او بخواهیم هر بار وظیفه ی مشخصی را فراموش کرد، و یا  رفتارغیرمسئولانه‌ای از او سر زد، در جدول روبروی روز مربوطه یک علامت بزند. بهتر است جدول در معرض دید باشد تا فرزندمان حساب رفتارهای غیرمسئولانه ی خود را داشته باشد و با بررسی تعداد علامت ها طی روزه های متوالی، از پیشرفت یا پسرفت خود مطلع شود.

* مناسب است مسئولیت کارهای فرزندان را به عهده ی خودشان بگذاریم. مثلاً تمیز کردن اتاق شخصی و یا درس خواندن کاری است که در واقع مسئولیتش با فرزندان است نه والدین. ولی مشاهده می شود که برخی از والدین بسیاری از وظایف مربوط به فرزندانشان را خود انجام می دهند. به عنوان مثال هنگام امتحانات دانش‌آموزان، اغلب مشاهده می شود والدین، بیش از دانش آموزان نگران امتحانات بچه ها بوده و حتی برای درس خواندن بچه ها جوایز مادی و مالی تعیین می کنند. شاید بهتر باشد اجازه دهیم گاهی آنان با پی آمد عدم پذیرش مسئولیت درس خواندن خود مواجه شوند.

* به یاد داشته باشیم، هر گاه مسئولیتی به فرزندان محول کردیم، حق انتخاب و اعمال سلیقه هم به آنان بدهیم تا با لذت و انعطاف بیشتری آن کار را انجام دهند در ضمن این کار به پرورش خلاقیت بچه ها کمک فراوانی می کند.

* بهتر است طبق یک قاعده‌ی منظم و از پیش توافق شده، پول تو جیبی را پرداخت کنیم و چنانچه زودتر از زمان مقرر با اتمام پول مواجه شدند، سریعاً نسبت به جبران آن اقدام نکنیم تا در برابر مخارج خود احساس مسئولیت کنند.

* بد نیست گاهی رازی را با فرزندان کوچک خود در میان گذاشته و آنان را مسئول حفظ آن قرار دهیم.

* انتظارت خود از فرزندان را به طور شفاف و قابل فهم برای سن و سال آنان بیان کنیم و برای اطمینان از اینکه آیا انتظارات ما را درک کرده‌اند پرسش کنیم.

* پرتوقعی  بیش از حد شکست و احساس ناتوانی منجر خواهد شد و کم توقعی یا بی توقعی، مسئولیت پذیری را کاهش می‌دهد.

*  مهمترین نکته در پرورش مسئولیت‌پذیری آن است که ما خود به عنوان افراد بزرگسال الگوی مناسبی از یک انسان مسئولیت‌پذیر باشیم.